بایگانی دسته‌ها » پارگلایدر «

دنیا زیر چرخ‌های ویلچر سعید می‌چرخد

 دنیا زیر چرخ‌های ویلچر سعید می‌چرخد


zarori001

دنیای مجازی با تمام دردسرهایش گاهی درس‌هایی برایم دارد که حالاها از ذهنم پاک نمی‌شود. همین چند وقت پیش بود که یک داستانک در یکی از گروه‌های تلگرام خواندم که حسابی فکرم را مشغول کرده… عین عباراتش خاطرم نیست اما مضمون داستانک، این بود که مگسی وارد خانه یک شخص می‌شود و پس از یک هفته وز وز کردن و ایجاد مزاحمت برای آن شخص سرانجام گوشه اتاق می‌افتد و می‌میرد. پس از مردن مگس، آن شخص تحقیق می‌کند و می‌بیند عمر مگس فقط یک هفته است. یعنی آن مگس تمام طول عمر خودش را داخل خانه آن مرد گذرانده بود و جایی غیر از آنجا را ندیده بود.

گاهی اوقات ما هم دچار زندگی مگسی می‌شویم و خودمان را از دیدن زیبایی‌های دنیای خدا محروم می‌کنیم. درحالی‌که دنیا پر از زیبایی‌هایی است که… باید رفت… باید دید.

گاهی با خودم فکر می‌کنم، روزی که خدا دنیایش را خلق می‌کرد، حتماً زیبایی‌هایش را به خاطر تمام آدم‌ها آفرید و آدم‌ها را برای دیدن زیبایی‌های خلقت انتخاب نکرد، بلکه این ما آدم‌ها هستیم که انتخاب می‌کنیم جذابیت‌های دنیا را ببینیم یا خودمان را در چهاردیواری ترس و تردید حبس کنیم و در یک دنیای تکراری و بی هیجان، روزگارمان را بگذرانیم.

اما واقعیت این است که دنیا، جای قشنگی است برای زندگی به‌شرط اینکه بخواهیم بهتر زندگی کنیم. و برای بهتر زندگی کردن هیچ محدودیتی غیر از ذهن ما وجود ندارد. جایی می‌خواندم « آن‌کس که عاجز از خلق لحظه‌هاست،‌ معلول است». گاهی فکر می‌کنیم، فقط افرادی که مشکلات حرکتی و حسی دارند معلول هستند، غافل از اینکه من آدم‌هایی را دیده‌ام که چهارستون بدنشان سالم است اما آن‌قدر ذهن ضعیفی دارند که از انجام ساده‌ترین کارها هم عاجزند. برعکس…آدم‌های بزرگی را دیده‌ام که به لحاظ فیزیکی ناتوان هستند اما قدرتی دارند که زمین و آسمان را به حیرت وامی‌دارد. حالا می‌خواهم با یکی از افراد توانمندی که در ظاهر دارای معلولیت است اما درواقع یکی از شگفتی‌هایی است که تاکنون دیده‌ام به گفت‌وگو بنشینم …

بیشتر »