بایگانی دسته‌ها » گردشگری ماجراجویانه «

پرواز و غواصی منهای محدودیت

پرواز و غواصی منهای محدودیت

درباره سعید ضروری، مردی که ثابت کرده است بزرگترین مانع برای نرسیدن به اهداف ذهن است نه جسم

هانیه درویش- بعضی آدم ها در تصمیماتشان اهل خزیدن هستند، بعضی از خزیدن به گام برداشتن ، بعضی بعد از آن به دویدن و بعضی ها از دویدن به پرواز می رسند. اما برخی افراد هم هستند که بدون گذر از مرحله گام برداشتن و دویدن پرواز را تجربه می کنند. سعید ضروری یکی از آنهاست. مردی که برای گذر از گذرگاه های صعب العبور، چشیدن طعم پرواز و معلق بودن در آسمان، دیدن و کشف دنیای زیرآب با غواصی احتیاجی به پا ندارد بلکه اراده و همتی فولادین دارد که به همه چیز می ارزد.

بیشتر »

عاقبت ماجراجویی….

عاقبت ماجراجویی …

شاید در فضاهای مجازی با افرادی مواجه شده باشید که همواره در میان جنگل‌ها و کوه‌ها درحرکت هستند و کوله‌های سنگین را به دوش می‌کشند و در مناطقی شبیه کارت‌پستال‌های زیبا عکس می‌گیرند یا با انجام کارهای پرهیجان به نظر می‌رسد در زندگی خود تجربیات خاصی را زندگی می‌کنند که شگفت‌انگیز است و از این طریق روحیات خاصی هم پیدا کرده‌اند. اما آیا واقعا روحیه ماجراجویانه داشتن روی زندگی شخصی و فردی ما اثرگذار است؟

بیشتر »

ماجراجویی در طبس، با طعم معلولیت

ماجراجویی در طبس، با طعم معلولیت

سعید ضروری

در میان مقاصد گردشگری، طبس کمتر شناخته ‌شده است و اولین چیزی که ممکن است پس از شنیدن نام این شهر به ذهن خطور کند ماجرای طوفان شن و زمین‌گیر شدن آمریکایی‌ها در اطراف آن است.

تصور وجود زیبایی‌های خیره‌کننده و وجود چشمه‌های پر آب در این منطقه خشک دور از ذهن است. برای افرادی که به‌دنبال دیدنی‌های متفاوت در کویر مرکزی ایران هستند طبس و روستاهای اطرافش چیزی کم ندارد و می‌تواند سفری خاطره‌انگیز را برای طبیعت‌گردان و افرادی رغم بزند که به دنبال دیدن مناظر متفاوت هستند. برای من که باوجود معلولیت جسمی حرکتی شدید بسیاری از فعالیت‌های پرهیجان را تجربه کرده‌ام حضور در طبیعت طبس کاری کاملاً متفاوت بود و شاید هیچ‌وقت به فکرم نمی‌رسید که چیزی برای دیدن در این مناطق هم وجود داشته باشد

بیشتر »

دنیا زیر چرخ‌های ویلچر سعید می‌چرخد

 دنیا زیر چرخ‌های ویلچر سعید می‌چرخد


zarori001

دنیای مجازی با تمام دردسرهایش گاهی درس‌هایی برایم دارد که حالاها از ذهنم پاک نمی‌شود. همین چند وقت پیش بود که یک داستانک در یکی از گروه‌های تلگرام خواندم که حسابی فکرم را مشغول کرده… عین عباراتش خاطرم نیست اما مضمون داستانک، این بود که مگسی وارد خانه یک شخص می‌شود و پس از یک هفته وز وز کردن و ایجاد مزاحمت برای آن شخص سرانجام گوشه اتاق می‌افتد و می‌میرد. پس از مردن مگس، آن شخص تحقیق می‌کند و می‌بیند عمر مگس فقط یک هفته است. یعنی آن مگس تمام طول عمر خودش را داخل خانه آن مرد گذرانده بود و جایی غیر از آنجا را ندیده بود.

گاهی اوقات ما هم دچار زندگی مگسی می‌شویم و خودمان را از دیدن زیبایی‌های دنیای خدا محروم می‌کنیم. درحالی‌که دنیا پر از زیبایی‌هایی است که… باید رفت… باید دید.

گاهی با خودم فکر می‌کنم، روزی که خدا دنیایش را خلق می‌کرد، حتماً زیبایی‌هایش را به خاطر تمام آدم‌ها آفرید و آدم‌ها را برای دیدن زیبایی‌های خلقت انتخاب نکرد، بلکه این ما آدم‌ها هستیم که انتخاب می‌کنیم جذابیت‌های دنیا را ببینیم یا خودمان را در چهاردیواری ترس و تردید حبس کنیم و در یک دنیای تکراری و بی هیجان، روزگارمان را بگذرانیم.

اما واقعیت این است که دنیا، جای قشنگی است برای زندگی به‌شرط اینکه بخواهیم بهتر زندگی کنیم. و برای بهتر زندگی کردن هیچ محدودیتی غیر از ذهن ما وجود ندارد. جایی می‌خواندم « آن‌کس که عاجز از خلق لحظه‌هاست،‌ معلول است». گاهی فکر می‌کنیم، فقط افرادی که مشکلات حرکتی و حسی دارند معلول هستند، غافل از اینکه من آدم‌هایی را دیده‌ام که چهارستون بدنشان سالم است اما آن‌قدر ذهن ضعیفی دارند که از انجام ساده‌ترین کارها هم عاجزند. برعکس…آدم‌های بزرگی را دیده‌ام که به لحاظ فیزیکی ناتوان هستند اما قدرتی دارند که زمین و آسمان را به حیرت وامی‌دارد. حالا می‌خواهم با یکی از افراد توانمندی که در ظاهر دارای معلولیت است اما درواقع یکی از شگفتی‌هایی است که تاکنون دیده‌ام به گفت‌وگو بنشینم …

بیشتر »