پرواز و غواصی منهای محدودیت

پرواز و غواصی منهای محدودیت

درباره سعید ضروری، مردی که ثابت کرده است بزرگترین مانع برای نرسیدن به اهداف ذهن است نه جسم

هانیه درویش- بعضی آدم ها در تصمیماتشان اهل خزیدن هستند، بعضی از خزیدن به گام برداشتن ، بعضی بعد از آن به دویدن و بعضی ها از دویدن به پرواز می رسند. اما برخی افراد هم هستند که بدون گذر از مرحله گام برداشتن و دویدن پرواز را تجربه می کنند. سعید ضروری یکی از آنهاست. مردی که برای گذر از گذرگاه های صعب العبور، چشیدن طعم پرواز و معلق بودن در آسمان، دیدن و کشف دنیای زیرآب با غواصی احتیاجی به پا ندارد بلکه اراده و همتی فولادین دارد که به همه چیز می ارزد.

هم اکنون ۳۱ ساله و روزنامه نگار است، کارشناسی ارشد زبان انگلیسی دارد و سالیان سال است که به دلیل حضور یک بیماری مادرزادی در بدنش عضلاتش درحال تحلیل رفتن هستند. دیستروفی عضلانی نام بیماری اوست. بیماری مادرزادی که عضلات ارادی را در بدن ضعیف می کند اما هیچ یک از اینها باعث نشده اهداف بزرگ سعید به اهدافی کوچک یا دم دستی و اراده و سخت کوشی او به ضعف و گوشه گیری تبدیل شود. او می گوید:« بیماری ام از دوران کودکی با من بوده است ولی به صورت تدریجی پیشرفت کرده است. مثلا تا قبل از دوران راهنمایی می توانستم راه بروم اما  در دوران راهنمایی و دبیرستان برای راه رفتن از عصا استفاده می کردم و در بدو ورد به دانشگاه از ویلچر استفاده کردم». او می گوید :«از همان دوران نوجوانی میل به کشف چیزهای جدید در من وجود داشت و این میل را با خریدن یک میکروسکوپ و کار کردن با آن در آزمایشگاه کوچکم در اتاق خود برطرف می کردم اما بعد از گرفتن مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی و راه انداختن یک وب سایت آموزش زبان مجازی به نام وافل استقلال مالی پیدا کردم و بعد از تهیه یک ویلچر برقی به سوی کشف، هیجان و ماجراجویی رفتم».

پرواز و غواصی منهای محدودیت

پرواز و غواصی منهای محدودیت

سقوط آزادی که در تاریخ ثبت شد

سعید ضروری شش سال پیش فعالیت های پر هیجانش را با پرواز با یک هواپیمای فوق سبک در فرودگاهی در نزدیکی آبیک قزوین شروع کرد. پرواز، شروع و تلنگر خوبی برای بزرگ و بزرگ تر شدن اهداف و آرزوهایش بود. به همین دلیل بعد از آن پرواز با پاراگلایدر، پاراترایک،کایت، پاراموتور و جایروکوپتر را در زمانی که کمتر کسی به صورت تفریحی به این سبک کارها می پرداخت،  در دستور کارش قرار داد و آنها را یکی پس از دیگری تجربه می کرد. سوئینگ ( پرش با طناب بین دو دره) و کول اسکی یکی دیگر از کارهای پر از هیجانی است که انجام داده است و  غواصی نیز تجربه نابش از دنیای زیر آب بوده است. او می گوید : «هیچ یک از این کارها را انجام نمی دادم که تنها آنها را در رزومه ام تیک بزنم بلکه همه آنها را باعشق و علاقه انجام می دادم. مثلا هیچ گاه علاقه ای به بانجی جامپیگ نداشتم اما سقوط آزاد یکی از رویاهایم بود که سال گذشته به حقیقت پیوست. به جرات می توانم بگویم سقوط آزاد خاص ترین کاری بود که تا به امروز انجام داده ام. پرش از ارتفاع ۴ کیلومتری زمین از داخل هواپیما با ۲۲۰ کیلومتر سرعت سقوط به مدت ۳۵ ثانیه سقوط آزاد محض و بعد باز شدن چتر و لذت بردن از منظره ای که زیر پایت است». ضروری این کار را به کمک مربی چتربازی آقای احمد حسنوند انجام داد. در این رابطه می گوید: « این برنامه که در ایران به ندرت برای افراد غیر نظامی انجام می شود من و دوست خوبم محمد رضا مشکات اولین معلولینی بودیم که توانستیم این کار را انجام داده و در تاریخچه چتربازی ایران این پرش ثبت شده است. دوست خوبم مهدی نقدی پری از چتر باز های خوب ایران است هماهنگی های سقوط آزادم را برایم انجام داد. برایم مهم بود در ایران خودمان این کار را انجام دهم که موفق هم شدیم».

گروه ماجراجویان دارای معلولیت

سعید ضروری حدود سه سال پیش گروهی با عنوان ماجراجویان دارای معلولیت را به وجود آورد. در این گروه معلولانی که شرایط لازم برای انجام فعالیت های مختلف را دارند می توانند شرکت کنند. سعید می گوید:« دو سال پیش این گروه را به یک انجمن معلولان ملحق کردم. کارهای ویژه ای مثل تور رفتیگ (قایقرانی در آبهای خروشان)، غواصی  را اجرایی کردیم اما بنا به دلایلی از انجمن جدا و مجدد روش قبلی خودم را ادامه دادم. به این صورت که بعد از بررسی شرایط بچه ها و آماده کردن آنها کلیه هزینه ها محاسبه می شود و بعد تقسیم بر تعداد شده و به صورت دنگی از افراد گرفته می شود که این کار باعث مقرون به صرفه تر شدن تورها می شود. تشکیل این گروه باعث شد تا معلولیت و ماجراجویی در ایران مطرح شود که نوعی گردشگری است». گردشگری ماجراجویانه را سعید ضروری نهادینه و ترویج کرده است و دوستان ماجراجوی دارای معلولیت حالا می توانند به غیر ممکن ها فکر کنند و برای انجام دادنش برنامه ریزی کنند هر چند بسیار سخت و پر هزینه هستند. یکی از فعالیت های سعید در این گروه که وب سایت و کانال هم دارند معرفی افراد فعال و مصاحبه با آنها است و همچنین مقالات و ترجمه های زیادی در این رابطه انجام داده است تا ابعاد و تاثیرات اجتماعی ماجراجویی برای معلولین بیشتر روشن شود.

سفرهای ماجراجویانه در کوله پشتی

براساس آمارهای جهانی ۴۰ تا ۷۰ درصد از افراد دارای معلویت در سن کار در جهان بیکار هستند و ۱۲ تا ۳۰درصد این افراد حقوق کمتری نسبت به افراد غیر معلول می گیرند.  با توجه به این آمار برایمان سوال پیش می آید که آیا سعید با این همه فعالیت های تفریحی درامد بالایی دارد و آیا حمایت مالی می شود یا خیر؟ او نیز در جواب می گوید:« از سال ۹۰ درامدی از کنار مدیریت آموزشگاهم داشتم و از سال ۸۸ وارد دنیای مطبوعات شدم و روزنامه نگار هستم. بهتر است بگویم درامدم هرچه باشد، چه کم چه زیاد، دوست دارم صرف اهداف و آروزهایم کنم و خوشبختانه دوستانی پیدا کرده ام که در این راه کمکم می کنند و باعث کاهش هزینه ها می شوند». از او درباره برنامه پیش رویش می پرسم و او از سفر به سوباتان می گوید. جایی که عبور مرور برای افراد غیر معلول هم سخت است اما سعید با الگوبرداری از یک معلول خارجی که با یک کوله پشتی کل اروپا را گشته است، کوله ای محیا کرده که قرار است بیشتر مسیر را در داخل آن و بر کول دوستان طبیعت گردش عرفان اروجی و پیام کریمی و حسن جنیدی طی کند و برنامه های زیادی قرار است به کمک این دوستان برای افراد دارای معلولیت و ماجراجو انجام دهد.  هرچند که این کار را در سفر قبلی خود با کوله ای مبتدی تر برای عبور از دره جن ها (کال جنی) در طبس نیز انجام داده بود تا مشکلات آن مشخص شده و امکان سنجی شود.

فلسفه ماجراجویی

انجام فعالیت های پرهیجان می تواند خطراتی همراه داشته باشد و سعید در رابطه با این که چرا این فعالیت ها را انجام می دهد معتقد است: «ماجراجویی برای من تمرین مواجه شدن با چالش هاست، برای من ترویج روحیه ماجراجویی در معلولین اهمیت دارد و اگر کسی ترس از ارتفاع دارد و یا از سرعت می ترسد باز هم می تواند روحیه ماجراجویانه داشته باشد. ترس باعث می شود بیشتر احتیاط کنیم و تمام موارد لازم را بررسی بعد اقدام کنیم. افراد ماجراجویی قدرت حل مسئله بالایی دارند و عموما افراد موفق تری هستند چرا که حساب شده ریسک می کنند. ماجراجویی می تواند دور از کوه و دشت و دریا و در زندگی روزمره ما اتفاق بوفتد. و این موضوعی  است که افراد دارای معلولیت برای زندگی در کنار چالش هایشان به شدت به آن نیاز دارند. خوشحالم که توانسته ام این موضوع را در سطح مسئولین و مدیران سازمان بهزیستی ارائه کنم و همواره باعث شگفتی آنها شوم».

 

شما می‌توانید هر پاسخی به این مطلب را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.You can leave a response, or trackback from your own site.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *